بحران اخیر میان سه کشور خلیجی و قطر نخستین عامل برای آغاز گفت و گوی جدی درباره آینده شورای همکاری کشورهای عربی خلیج و ایستادگی در برابر دو طرح حکومت ایران و اسلام سیاسی نبود. حاکمیت در ایران را ولایت فقیه و رهبر معظمش و اسلام سیاسی را گروه اخوان المسلمین و رهبرش نمایندگی می کنند. قبل از این بحران شاهد چندین بحران عمده بودیم که آخرین نمونه آن، تنش در مناسبات کشورهای خلیج با قطر در سال 2014 میلادی (1392 شمسی) و نحوه برخورد دو طرف با این مساله بود.

بی گمان، گروه اخوان المسلمین و ولایت فقیه نقاط التقای فراوانی دارند و بین دیدگاه ها و اهداف دو طرف همسویی وجود دارد. این انسجام با اختلافات مذهبی و عقیدتی طرفین کاملا فاصله دارد. اخوان المسلمین و رژیم ولایت فقیه، هر دو، نظام های سیاسی منطقه را مورد هدف قرار می دهند و با روش ها و ابزارهای گوناگون به تضعیف و آسیب رساندن به حاکمیت های سیاسی منطقه می پردازند. رژیم حاکم در ایران گسترش ایدئولوژی ولایت فقیه و ایجاد هسته های تروریستی و تاسیس حکومت مهدوی شیعی را بر ویرانه های منطقه بعد از نابودی آن در دستور کار خود قرار داده است. گروه اخوان المسلمین نیز به شکل همزمان، در راستای ترویج اندیشه اسلام سیاسی سنی و عضو گیری و دامن زدن به فعالیت های ضد رژیم های سیاسی کنونی و تشکیک در مشروعیت آنها و ترویج وابستگی به این گروه و رهبر آن فعالیت می کند. افزون بر این، دو گروه با گروه های تندرو ارتباط دارند و در راستای دامن زدن به اختلافات مذهبی اقدام می کنند. البته، ارتباط این دو با سازمان های تندرو به دلایل صرف عقیدتی نیست بلکه آنها از تفکرات افراطی در راستای خدمت به طرح سیاسی و دست یابی به اهداف آن بهره می گیرند. ایران از اختلافات به عنوان یک فرصت به نفع خود بهره برداری می کند و از تنش ها تغذیه و از همانها در راستای خدمت به طرح خود بهره می گیرد. ایران ائتلافات را در هم شکسته و بعد به سراغ کشور تک و تنها می رود و آن را به نابودی می کشاند. گروه اخوان المسلمین هم رویکرد اختلاف افکنی و گسترش دامنه اختلافات و اقدامات تحریک آمیز مستمر در حوزه سیاست و رسانه و اندیشه را دنبال می کند. این گروه، گاهی خود را به عنوان ناجی و گاهی به عنوان دلسوز و همراه جا می زند.

کسانی که مسائل و تحرکات ایران و اخوان المسلمین را قبل از اوج گیری تنش بین قطر و کشورهای خلیجی دنبال می کنند ملاحظه می کنند که دو طرف دیدگاه های یکسانی به ویژه در حوزه رسانه و شبکات اجتماعی دارند. مثلا، ایران گاهی خود را به عنوان رهایی بخش و تنها گذرگاه نظام سیاسی قطر جا می زند و برای مهار و کشاندن حاکمیت قطر به خط سیاسی خود تلاش می کند. البته، ایران چنین کاری را قبلا هم انجام داده است.اما، حالا ایران به شکل هوشمندانه ای وارد عمل شده؛ به عبارت دیگر، ایران برای سرپوش گذاشتن بر اقدامات تحریک آمیز خود در حوزه های دیگر گاهی از تمایل خود برای ایجاد راهکارهای دیپلماتیک در جهت حل بحران خبر می دهد.

پیروان گروه اخوان المسلمین و “هواداران بی فکر” شان گوش هایمان را گاهی با کوبیدن بر طبل مظلومیت و گاهی با اقدامات تحریک آمیز مستقیم علیه کشورهای تحریم کننده قطر کر کردند. آنها همان حرف های ایران را تکرار می کنند البته با شکل و شمایل مذهبی متفاوت. همچنانکه تهران خود را به عنوان تنها کشور اسلامی متعهد به آموزه های اسلام و یاریگر مستضعفان جا می زند اخوان المسلمین هم قطر را تنها کشور عربی و اسلامی یاریگر ملت های مظلوم معرفی می کنند. عده ای هم پا را از این فراتر گذاشته و مدعی شده اند “دولت قطر تنها پرچمدار توحید است. و اینکه قطر توسط دشمنانش به این امر متهم شود باعث افتخار است.”

حالا، برگردیم به موضوع آینده شورای همکاری در سایه دو طرح اخوان المسلمین و ایران.

بی گمان، ایران و اخوان المسلمین برای از هم پاشیدن شورای همکاری تلاش می کنند. جنگ افروزی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج یکی از اهداف شیطانی دو گروه است. این دو، اینک به جانبداری از دولت قطر برخاسته اند تا اهداف خود را دنبال کنند و قطر هم “اسب تروا”ی برنامه های سیاسی ایران و اخوان المسلمین شده است.

گویا، دوحه عملا و خیلی زود به دام افتاده و حامی طرح ایران شده است. دوحه هم به شکل قابل ملاحظه ای به تهران نزدیک شده و هم سخنگوی گروه اخوان المسلمین شده و تمامی امکانات خود را در راستای تامین منافع آن به کار گرفته است.

مهم ترین نکته این است که قطر به هیچ وجه از خطر حکومت ایران و اخوان المسلمین در امان نیست. این دو بعد از قدرت گیری، قطر را به صحنه عملیات و بازیچه دست خویش تبدیل خواهند کرد. در چنین شرایطی، قطر به هیچ وجه نمی تواند از قدرت گیری آنها بکاهد یا از شرشان خلاص شود و بیشترین آسیب متوجه مردم قطر خواهد شد که تا دهه ها ادامه خواهد داشت.

ترجمه شده از روزنامه الوطن
منبع: مرکز تحقیقات ایرانی خلیج عربی

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**