دیپلماسی مهمترین ابزار سیاست خارجی هر کشوری برای توسعه‌ روابط بین المللی از طریق مصونیت دیپلماتیک است. کشورها می‌توانند نظریات مختلف سیاسی خود را در سازمان ملل و در سازمان‌های بین المللی و همچنین در کشورهایی که‌ سفارتخانه‌ و کنسولگری دارند، بە بحث بگذارند. دستگاه‌ وزارت خارجه‌ و دیپلماسی در هر کشوری نماد آن کشور از دید کشورهای جهان است. کشورها در تلاشند که‌ از راه‌ دیپلماسی، بیشترین بهرەمندی را برای ارتقاء اقتصاد و فرهنگ کشور خود به دست بیاورند و همچنان که‌ واقفیم هر کشوری بر اساس منافع درازمدت خود که‌ برای آن برنامه‌ ریزی کرده، برای وزارت خارجه هم ‌اهداف کوتاه‌ مدت و دراز مدتی پایەریزی می کند.

ترور در زبان فرانسوی به‌ معنای ترس و ایجاد رعب است و در فرهنگ داریوش آشوری "کشتار سیاسی" تعریف می‌شود و به‌ کسانی که‌ این اعمال را انجام می دهند "تروریست" میگویند. آنهایی که‌ از ایدئولوژی تروریسم پیروی می‌کنند، کسانی هستند که‌ آموزش دیده‌اند و این اقدام غیر انسانی بر اساس ایدئولوژی آنان، انجام می‌پذیرد. ترور اقدامی خشونت بار برای کشتار مخالفان سیاسی است که‌ از شان جامعه‌ و اخلاق انسانی و قوانین بین المللی بە دور است و نتیجه‌ این اقدام نیز ایجاد ترس در میان مردم و تشنج و افزایش خشونت در جهان است.

تمام حکومت‌های تمامیت خوا‌ه از طریق رسانه‌هایی که‌ در اختیار دارند و سفارتخانه‌هایشان، همیشه‌ سعی کرده‌اند اتهامات ترور را از خود دور نگه‌ داشته‌ و آن را به‌ گردن آزادی‌خواهان و مخالفان کشورشان بیاندازند.

در مورد تفاوت میان قیام آزادی‌خواهی و تروریسم دولتی، اشاره‌ به‌ چند نکته‌ را لازم و ضروری میدانم: برای تروریسم دولتی، اصلا اهمیتی ندارد که‌ خون چند نفر از مردم بی‌گناه‌ کشور خود یا کشوری که‌ در آن اقدام تروریستی را انجام می‌دهند، ریختە می‌شود و لذا برای ترور شخصیت‌های سیاسی مخالف، هزینه‌ مادی زیادی پرداخته‌ و حتی آماده‌اند که‌ پول هنگفتی به‌ کشوری که‌ در آن ترور را انجام می‌دهند، بپردازند یا قراردادهای خیالی بە نفع آن کشور ببندند.

اما آزادی‌خواه‌ در مبارزاتش جان ومال مردمی را که‌ برایش می‌جنگد مهم می‌داند و مردم بیگناه‌ را هدف قرار نمی‌دهد. هدف تروریسم ادامه‌ قدرت استبدادی و ضدانسانی حکومت تمامیت خواه‌ است اما هدف آزادی‌خواه‌ تحقق دمکراسی و حقوق بشر است. تروریسم از طرف هر شخص و گروهی باشد، کشوری به طور دائم از آن پشتیبانی می‌کند، اما پشتیبان مبارز‌ آزادی‌خواه‌، ملت ستمدیده‌ای است که‌ برای پیشرفتش تلاش و فداکاری می‌کند.

برایان میشل جینکینز Brian Michael Jenkins از گزارشگران مشهور در زمینه‌ تروریسم، مقوله‌ تروریسم دولتی را بە نام «جنگ نیابتی» تعریف می‌کند و می‌گوید: «کشورهایی که‌ از تروریسم دولتی پیروی می‌کنند، محدودیت‌های جنگ متعارف را شناخته‌، از همین رو به‌ استفاده‌ از امکانات سازمان تروریستی که‌ خود آن را بنیاد نهاده‌اند یا حامی مادی آن هستند، را‌غب ترند تا از آن برای تهاجم به‌ دشمن یا برهم زدن ثبات سیاسی و اقتصادی کشور مد نظر، بهره‌‌گیرند». نامبرده‌ معتقد است که‌ این شیوه‌ تروریسم هزینه‌ کمتری نسبت به‌ جنگ متعارف دارد و می‌تواند دشمن را نا کار کرده و در عین حال ارتباط با تروریست‌ها را انکار کند.

دیپلماسی تلفیقی، اختلاط مقوله‌ دیپلماسی با آن بخش از مراکز تصمیم گیرنده‌ اصلی کشور است که‌ ‌آن را برای سیاست خارجی لازم و ضروری می‌داند. یکی از مهمترین مقوله‌های مرتبط با دیپلماسی عمومی، بکار بردن روشهای گوناگون تحقق اهداف سیاسی است. دیپلماسی عمومی هرچند با سیاست خارجی از لحاظ برنامه‌ ریزی، مدیریت، محتوا و تبلیغات اختلاف دارد اما در نهایت هدف مشترکی دارند.

جمهوری اسلامی ایران از زمان بە قدرت رسیدنش به‌ صراحت اعلام کردە است که ‌"هیچ مرز و زبان و نژادی را بە رسمیت نمی‌شناسیم" و لذا "صدور انقلاب اسلامی" را مبنای سیاست خارجی خویش قرار دادەاند. برای تصاحب پست‌های مهم مملکتی و همچنین برای گزینش دیپلمات، گزینه‌ تعهد بر تخصص را ملاک انتخاب قرار دادند و در گام اول برای آغاز صدور ایدئولوژی خشونت بارشان سپاه‌ قدس را تاسیس کردند. با تامل در انتخاب این نام برای نیرویی که‌ فعالیت‌های نظامی و تروریستی ایران را، در خارج از کشور به عهده گرفته‌ است برای ما روشن می‌شود که‌ چرا در زمانی که‌ امامان شیعه‌ در نجف، بغداد، سامرا، کربلا ‌و مشهدند اما نام قدس را برای سپاهشان بر می گزینند؟ برداشت من از این نامگذاری هدفدار سلطه‌ گری و تسلط هرچە بیشتر جمهوری اسلامی ایران بر خاک کشورهای همسایە و اجرای سیاست‎های همراستا با ولایت فقیە در این مناطق است. سیاستی کە در پشت این نامگذاری و همچنین عملکرد این سپاه‌ است، ثابت کردە که‌ برای سپاه‌ قدس زمان و نژاد و مرز اهمیتی ندارد لذا هر شخص و گروهی که‌ سیاست تروریستی رژیم ایران را قبول داشته‌ باشد با آغوش باز او را می پذیرند.

رژیم جمهوری اسلامی برای ایجاد و ادامه‌ آشوب و بحران در منطقه ‌گروه‌ تندروی شیعه‌ بر علیە مرجع ناراضی، گروه مسلح شیعە بر علیە سنی، گروه‌ تندروی بنیادگرای سنی علیه‌ گروه‌های دیگر سنی، گروه‌ تندروی یهودی علیە مسیحی و...‌ را مورد حمایت‌های مادی و سیاسی خود قرار داده‌‌ تا این گروه‌ها مخالفانشان را ترور کنند. زیرا وجود ناامنی و بحران به نفع استبداد حاکم در ایران است که‌ بیشتر و بهتر بتواند تمام عرصه‌‌های سیاسی و اقتصادی را قبضه‌ نماید.

سپاه‌ قدس برای تامین امنیت داخلی ایران، با صرف هزینه‌‌های مادی و سیاسی زیادی، ترور مخالفان را در دستور کار خود قرار داده‌ است. جمهوری اسلامی با توسل بە رعب، وحشت و ترور، مخالفانش را سرکوب و از میدان بە در می‌کند. سپاه‌ قدس سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های ایران در کشورهای مختلف را به‌ مثابه‌ پوششی برای انجام اقدامات تروریستی بە کار می‌گیرد. هر سفارتخانه‌ و کنسولگری ایران بخش ویژەای برای طرح ریزی و نظارت و انجام عملیات‌های تروریستی اختصاص داده‌ است. حکم ترور در آخرین مرحله‌ بعد از بازبینی "کمیتە ویژە" توسط بالاترین مرجع شیعه‌ که‌ ولایت فقیه‌ است، صادر می‌شود.

ژنرال شفیق اولین کسی بود که‌ در روز شانزدهم آذر سال 58 هنگام بازگشت از خانه‌ مادرش اشرف پهلوی در پاریس، که‌ به عنوان "مفسد فی الارض" حکمش در دادگاه‌ غیابی توسط آخوند صادق خلخالی نماینده‌ آیت الله‌ خمینی صادر شده‌ بود، توسط تروریست‌ها کشته‌ شد. کشته‌ شدن ژنرال شفیق و به‌ نتیجه‌ نرسیدن تحقیقات وسکوت مجامع بین المللی در مقابل اولین ترور رژیم ایران در خارج از کشور، ترور سیستماتیک مخالفان را از طریق به کارگیری امکانات سفارتخانه‌ها و مصونیت دیپلماتیک دیپلمات‌ها باز گذاشته است. علی اکبر طباطبایی، سخنگوی سفارت ایران در آمریکا در زمان پهلوی، در 31 تیرماه 1359 توسط تروریست‌های جمهوری اسلامی ایران در مقابل منزلش کشته‌ شد. ژنرال غلامعلی اویسی همراه‌ برادرش در 18/11/1362 در پاریس توسط تروریستان رژیم ایران کشته‌ شد. بیژن فاضلی پسر هنرپیشه‌ منتقد رضا فاضلی در 28/5/1365 در لندن در بمب‌گذاری مغازه‌اش توسط تروریستان رژیم ایران کشته‌ شد.

دکتر عبدالرحمان قاسملو، عبدالله‌ قادری آذر و دکتر فاضل رسول هنگام مذاکره‌ با دیپلمات- تروریست‌های جمهوری اسلامی در سال 1368 در وین پایتخت اتریش ترور شدند و در همان سال صدیق کمانگر در شهر رانیه‌ عراق ترور شد. سال 1369 کاظم رجوی در سوئیس و خانم عفت قاضی دختر رئیس جمهور کردستان قاضی محمد، توسط نامه‌ بمبگذاری شده‌ در شهر وستروس سوئد ترور شدند. در سال 1370 خورشیدی عبدالرحمان برومند مسئول و هماهنگ کننده‌ گروه ‌نهضت مقاومت ملی ایران در پاریس ترور شد‌ و دوباره‌ در همان سال در همان شهر شاپور بختیار نیز توسط تروریستهای اعزامی جمهوری اسلامی ایران ترور شد. در سال 1371 خورشیدی فریدون فرخزاد در شهر بن آلمان، دکتر محمد صادق شرفکندی، فتاح عبدلی، همایون اردلان و نوری دهکردی در سال 1371 در شهر برلین آلمان توسط تروریستهای رژیم ایران کشتە شدند. در سال 1375 رضا مظلومان در منزل خود در پاریس ترور شد. دیپلماسی ترور جمهوری اسلامی در دهه‌ 90 میلادی از اوضاع آشفته‌ کردستان عراق استفاده‌ کرده و بیشتر از 352 نفر از مبارزان کردستان ایران را ترور کرد. آخرین اقدام تروریستی جمهوری اسلامی در کردستان عراق، بمب گذاری در جلوی دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان بود که‌ در 1/10/1395 کشتە شدن پنج نفر از پیشمرگان این حزب و دو پلیس محلی را در پی داشت. ماشین ترور جمهوری اسلامی، لیست بلندی از شخصیت‌های سیاسی و مخالفان را در پروندە خود دارد که‌ بدون شک لکه‌ ننگین و سیاهی بر پیشانی این رژیم است.

تروریسم دولتی جمهوری اسلامی ایران لیستی هم از بمب‌گذاری علیه‌ اشخاص و مراکز خارجی در پیشینه‌ خود دارد که‌ برای نمونه‌ می‌توان به‌ انفجار کامیون بمب گذاری شده‌ با 900 کیلو مواد منفجره‌ در مقابل سفارتخانه‌ آمریکا در 29/1/1362 بیروت اشاره‌ کرد که‌ در آن 63 نفر کشته‌ و بیشتر از 120 نفر زخمی شدند. همچنین بمبگذاری در مرکز یهودیان در آرژانتین در سال 1373 که‌ 85 نفر در آن کشته‌ شدند. انفجار تروریستی منطقه الخبر سعودی در سال 1375 که‌ موجب کشته‌ شدن 19 سرباز آمریکایی و زخمی شدن 400 نفر را در پی داشت.

در سال1390 تلاش نافرجام برای ترور عادل الجبیر سفیر وقت و وزیر خارجه‌ کنونی سعودی، و انفجارات سال 91 در بانکوک تایلند و دهلی نو هندوستان برای ترور دیپلماتهای اسرائیلی و دوباره‌ در همان سال دو عضو سپاه‌ پاسداران به‌ جرم انتقال 100 کیلوگرم ماده‌ انفجاری به‌ کنیا دستگیر و محکوم و روانه‌ زندان شدند. در سال 2015 نیرویهای امنیتی بحرین کارگاه‌ بمب سازی را کشف نمودند که‌ پس از تحقیقات مشخص شد که‌ با سپاه‌ قدس ایران در ارتباط بوده‌ اند.

ایران همیشه‌ اتهام دخالت در اقدامات تروریستی و بمب گذاری‌ها را رد نموده‌ و واضح است که‌ برخی از کشور‌ها به‌ خاطر تجارت و مبادلات بازرگانی با رژیم از خونهای ریخته‌ شده‌ مخالفان ایرانی به دست سپاه‌ قدس گذشته‌ و از تحقیق و پی‌گیری در مورد این پرونده‌ها جلوگیری کردەاند اما دادگاه‌ میکونوس آلمان و آرژانتین به‌ رسمی با ارائه‌ مدارک و مستندات کافی، تروریست بودن سران رژیم ایران را ثابت کرده‌ و نگذاشته‌اند که‌ ایران بە آسانی از معرکە نجات پیدا کند، به طوری که‌ حسن روحانی در این رابطه‌ که‌ هنوز سایه‌ قطعنامه‌ دادگاه‌ میکونوس، بر ارتباطات خارجی کشورش سنگینی می‌کند، می‌گوید: «این میکونوس است که‌ از کمک‌های اتمی کشور‌‌های اروپایی به‌ ایران جلوگیری می کند». (امنیت ملی و دیپلماسی هستەای، حسن روحانی)

نکته‌ مهمی که‌ لازم است در این نوشته‌ به‌ آن اشاره‌ کرد و مورد تحقیق بیشتر قرار بگیرد، این است که‌ چرا تا بە این اندازە میدان برای اقدامات تروریستی ایران فراهم شده‌ است که‌ هر وقت اراده‌ کند و هر کجا کە بخواهد می‌تواند مخالفان سیاسی‌اش را ترور، یا آن‌ها را به وسیلە زهر ثالیوم مسموم، یا در یک بمب گذاری اقدام بە حذف فیزیکی آنان بکند؟

حقیقت این است که‌ ترور هیچ حد و مرزی را نمی‌شناسد خصوصا این‌که‌ رژیمی همانند ایران صاحب قدرت اقتصادی نفت و منابع زیرزمینی هنگفت هم باشد،‌ می‌تواند به‌ جای این‌که‌ ثروتهای ملی‌اش را صرف آبادانی و پیشرفت کشورش بکند، آن را تحت عنوان قراردادهای بازرگانی به‌ کشورهایی می بخشد که‌ بیشترین مخالفان حکومتش در آنجا زندگی می کنند، تا با تشکیل گروه‌‌های تروریستی به‌ اهداف تمامیت خواهانە و نا انسانی اش که‌ ترور مخالفان سیاسی است، دست یابد.

تداوم حمایت از این سیاست مخرب، موجب شده‌ است که‌ مردم داخل کشور روز به‌ روز فقیرتر و کم درآمدتر، آمار تورم، بیکاری، اعتیاد، بزهکاری و جرمهای اجتماعی بیشتر‌ و چهره‌ جمهوری اسلامی نیز در خارج از کشور منفورتر گردد.

بی توجهی تعدادی از کشورهای قدرتمند به‌ اقدامات تروریستی ایران، این کشور را جسورتر ویاغی تر کرده‌ است. برای نمونه‌ می‌بینیم که‌ شخصی همانند "سید حسین موسویان" که‌ در زمان وقوع ترور رهبران حزب دمکرات و برگزاری دادگاه‌ میکونوس در آلمان، سفیر جمهوری اسلامی ایران بود و از این جنایت سازمان یافتە خبر داشت،اکنون‌‌ ساله‌ا است کە در آمریکا در امنیت کامل به‌ حیات خود ادامه‌ می‌دهد و حتی در آن‌جا هم مشغول لابی‌گری برای رژیم ولایت فقیە است.

اعتراض وارد‌ به کشورهای اروپایی و آمریکایی این است که‌ این کشورها می‌د‌انند ایران از کنسولگری‌ها و سفارتخانه‌‌هایش برای عملیات تروریستی علیە مخالفان سیاسی‌اش، استفاده‌ می‌کند ولی تا زمانی که‌ اقدامات تروریستی ایران برای آنان مشکل بزرگی ایجاد نکند، هیچ اقدام کنترل کنندەای علیه‌ رژیم ایران انجام نمی‌دهند. به عنوان نمونە در مورد ترور دکتر قاسملو،‌ دیپلمات-تروریست‌ها بعد از انجام ترور، در ساختمان سفارت ایران در وین مخفی و پس از مدتی به‌ ایران برگردانده‌ شدند کە‌‌ تاکنون هم دولت اتریش اجازە پیگیری و روشنگری در مورد این پروندە را ندادە و حتی بخاطر اصرار در پیگیری پروندە، شاکیان بالاجبار جریمەای نقدی هم بە دولت اتریش پرداخت کردند.

ترور بخشی از سیاست کلان وبنیادین روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران است و مهمترین وسیله‌ این کشور برای توسعه‌ قدرت و اعمال نفوذ در خاورمیانه‌ و کشور‌های اروپایی و آمریکا به شمار می‌آید.

در تاریخ 5/8/1395 سرتیپ پاسدار سالار آبنوش طی سخنانی در همدان به‌ صراحت اعلام کردە است کە "سپاه‌ پاسداران برای حمایت از ولایت فقیه‌ هیچ مرزی را نمی شناسد... همه‌ جهانیان امیدوار باشند که‌ در اروپا و آمریکا هم، سپاه‌ پاسداران تشکیل می شود و انقلاب ما مانند انقلابهای الجزایر و فرانسه‌ نیست... سپاه‌ پاسداران سازمانی بی همتا مثل گروه‌ شرطه‌ الخمیس در زمان امام علی است".

ایران در توسعه‌ سیاست تروریستی‌اش، پیشرفتی وافر داشته‌ است و به‌ عبارت دیگر دیپلمات تروریستهای رژیم ایران، امتیاز همکاری با گروه‌‌های تروریستی همچون القاعده‌ و داعش را نیز در کارنامە خود دارند.

روزنامه‌ واشنگتن پست در سال 2003 گزارشی از ارتباط 10 ساله‌ ایمن الظواهری و وزیر دفاع ایران احمد وحیدی منتشر کرد. برای اولین بار آمریکا در تاریخ 3/5/1390، ایران را به‌ همکاری با سازمان القاعده‌ متهم کرد و همچنین مرکز حقوق بشر سوریه‌ به‌ ارتباط با سپاه‌ قدس و تروریستهای داعش در سوریه‌، که‌ مستندات آن از زبان اسرای ایرانی و اسرای داعشی شرکت کننده‌ در جنگ سوریه‌ که‌ بدست رسانه‌ های خارجی افتاده‌، منتشر شدە است.

در این اواخر وزارت خارجه‌ آمریکا در مورخه‌ 13/3/1395 در گزارش سالیانه‌ خود درباره‌ تروریسم جهانی اعلام کرد: «حکومت ایران هر چند با کشورهای گروه‌ 5+1 درباره‌ برنامه‌ اتمی به‌ توافق رسیده‌ است اما همچنان از اصلی‌ترین کشورهای حامی تروریسم در جهان است».

در پایان مقالەام و در مورد بحث‌ دیپلماسی ترور جمهوری اسلامی ایران اشارە بە این نکتە مهم را لازم و ضروری می‌دانم کە توجه‌ دقیق به‌ مرحله‌ بعد از‌ ترور بسیار مهم است زیرا رژیم ‌ایران با همه‌ توان مادی و سیاسی و به کارگیری افراد و امکانات سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌هایش در همە کشورهای جهان، ترورهایی را که‌ در کشورهای مختلف انجام میدهد، با برنامەریزی دقیق در رسانەها بە زبانهای مختلف، ایجاد آشوب و دودستگی و تفرقە توسط عوامل نفوذی‌اش در برخی سازمانها و وارونە جلوه دادن اصل موضوع، سعی وافر دارد کە اتهام تروریستی را از خود دور کردە و همه‌ تلاشش را بکار می گیرد تا‌ از طریق گروه‌های فشار و احزاب داخلی و خارجی که‌ سالهاست بر روی آنها سرمایه‌گذاریهای کلان سیاسی و مالی کرده است‌، دیپلماسی ترور را بە بهترین وجه در اقصی نقاط دنیا بر علیە مخالفینش ادامە بدهد.

 

 


 

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**