مسئولیت های آمریکا و ایران در بحران عراق
دکتر بهروز بهبودی
حدود هشت سال پیش ، هنگامی که آمریکا به قصد تنبیه رژیم های محور شرارت و بویژه حکومت بعث عراق ، به این کشور حمله کرد، هرگز گمان نمی کرد که با بیش از ۴۵۰۰ کشته و ده ها هزار زخمی و هزینه ای بالغ بر یک تریلیون دلار ، زمانی که قصد خروج نیروهایش از عراق را دارد، گرفتار شاخه ای از نظامیان اسلام گرایی شود که پدران معنوی آنها را سال ها پیش خودش و متحدان منطقه ای اش، برای مقابله با کمونیسم در افغانستان پروبال داده بودند.
داعش، نیروی شبه نظامی اسلام گرایی است که پیش از این نیز در سوریه به دلیل رفتارهای غیر انسانی و خشونت های عریانش در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفته بود. نیروهای دولت اسلامی عراق و شام ، داعش، که شاخه ای برآمده از القاعده است، پس از آنکه در سوریه نتوانست هم جهت با سایر شاخه های القاعده عمل نماید، اعلام استقلال نمود و راهی اندک متفاوت با القاعده برگزید. این نیروی شبه نظامی هم اینک با تغییراتی که در ترکیب نیروها و اهدافش داده است، به همراه گروهی از ارتشیان سابق بعث عراق و نیز جمعی از سنی های ناراضی از حکومت فعلی این کشور، با سرعتی شگفت انگیز توانسته اند مناطقی از شمال و غرب عراق را به تصرف خود درآورد و ارتش دولتی این کشور نیز تاکنون تحرک و توانایی لازم برای ایستادگی در برابر حملات این گروه را از خود نشان نداده است.تصرف موصل و پیش روی های سریع این نیروها، نشان از همکاری و همراهی گروه های سنی معترض و مخالف نوری المالکی با داعش دارد و البته ضعف شدید ارتش تازه تاسیس عراق پس از صدام حسین نیزدر این امر دخالت داشته است.
زمانی این ناتوانی یا بی انگیزگی ارتش عراق بیشتر به چشم می آید که بدانیم ۴ لشگر از ۱۴ لشگر ارتش عراق در زمان حمله داعش در شهر سقوط کرده موصل و اطراف آن مستقر بوده اند ، یعنی ۳۰،۰۰۰ نفر ارتشی در حالی که تعداد نفرات داعش را در بیشترین حالت ۵ تا ۷ هزار نفر برآورد کرده اند. این عدم تمایل ارتش برای ایستادگی در برابر گروه داعش به حدی است که گزارش هایی از آمادگی نیروهای محافظ منطقه سبز بغداد برای فرار، در صورت حمله داعش منتشر شده است. ارتشیان برای این کار در زیر یونیفرم هایشان، لباس شخصی بر تن کرده اند تا در زمان حمله داعش، از سرعت عمل بیشتری برای فرار برخوردار باشند!
این ناتوانی یا بی انگیزگی ارتش عراق بیشتر به چشم می آید که بدانیم ۴ لشگر از ۱۴ لشگر ارتش عراق در زمان حمله داعش در شهر سقوط کرده موصل و اطراف آن مستقر بوده اند ، یعنی ۳۰،۰۰۰ نفر ارتشی در حالی که تعداد نفرات داعش را در بیشترین حالت ۵ تا ۷ هزار نفر برآورد کرده اند.
در این میان البته عدم اجرای برنامه های آموزشی یگان ارتش در ۲ سال گذشته و انتخاب فرماندهان ارتش بر اساس معیارهای مذهبی، سیاسی و قومی توسط دولت وابسته نوری المالکی را نباید به عنوان یکی از علل از کار افتادگی ارتش عراق نادیده گرفت.
اما علت اصلی قدرت گرفتن این گروه در عراق و رمز موفقیت آن را می توان در یک کلام خلاصه کرد و آن نقش مخرب دولت شیعی نوری المالکی در عراق می باشد.
پس از سقوط صدام به دست نیروهای آمریکایی، فرصتی برای این کشور استبداد زده بوجود آمد تا با تشکیل دولتی ملی و فراگیر بتواند با ایجاد اتحاد میان همه گروه های مذهبی و قومی در عراق، به سمت صلحی پایدار و شکوفایی اقتصادی و اجتماعی گام بردارد و بسترهای مناسبی را برای ایجاد دموکراسی در این کشور پایه ریزی کند. اما رویای عراقی ها با تشکیل دولت وابسته و شیعه نوری المالکی، به کابوس جنگ داخلی و کشته های هر روزه تبدیل گردید، به شکلی که تا مدت ها، روزانه بیش از یک صد کشته حاصل تحرکات خشونت آمیز سیاسی در این کشور بود.
مردم عراق را می توان به سه دسته شیعیان، سنی ها و کردها تقسیم کرد و اگر دولت مالکی توانسته بود با ایجاد زمینه های لازم، کردها و سنی ها را در اداره امور کشور مشارکت دهد، شاید هم اکنون اوضاع دومین کشور صادر کننده نفت جهان، چنین بی سروسامان نبود. اما تبعیض های فراوان علیه سنی ها در این کشور، در سال های پس از حکومت بعث، این کشور را به مرز خطرناک تجزیه کامل کشانده است. به عنوان مثال می توان به رفتار دو سال پیش دولت شیعی علیه سنی های معترض اشاره کرد که به نحوی خط پایانی بر امکان آشتی ملی و مشارکت همگانی در اداره کشور عراق بود.
هم اکنون نیز می بینیم که دولت مالکی برابر بحران کنونی نیز به جای چاره اندیشی اساسی و بنیادی تنها به دفع شر نیروهای داعش و عراقی های همراه با آن می اندیشد و در همین راستا می توان پناه گرفتن شخص نوری مالکی را درپشت فتوای جهاد ایت الله سیستانی، از مراجع تقلید شیعیان، تعبیر و تفسیر کرد. مساله ای که نه تنها راه حل پایدار و واقعی این بحران نیست، بلکه با رو در رو قرار دادن بیشتر سنی ها و شیعیان و برجسته تر کردن تفاوت و اختلاف های مذهبی، ریشه این درگیری ها را عمیق تر و آتش خشم عراقی ها را نسبت به یکدیگر شعله ورتر خواهد نمود.اما سر دیگر ماجرای بحران ۸ ساله عراق را می توان در تهران و ایدیؤلوژی شیعی نظام ولایی ایران یافت. حکومتی که از ابتدا به قصد گسترش حوزه نفوذ خود درخارج از مرزهای ایران، به تشکیل گروه های شبه نظامی ، خصوصا در منطقه سوریه و عراق و لبنان و تا حدی افغانستان روی آورد و حاصل این تلاش ها نیز پس از ۳۵ سال اتلاف وقت و انرژی و پول نفت ایران که می توانست صرف ساختن امروز و فردای ایرانیان شود، به ثمر نشسته است و اکنون دست ناپیدای ولی فقیه را می توان در سایه ژنرال پرنفوذش در عراق مشاهده نمود. دستی که جز کشتار و نابودی هیچ حاصلی برای ایرانی و غیر ایرانی نداشته است. نیروی قدس سپاه پاسداران، اینک بدون نیاز به اعزام گسترده نیروی نظامی به کشورهای منطقه و با اتکا به شبه نظامیان دست پرورده اش،همچون حزب الله، گروه های شبه نظامی مقتدی صدر و… در عراق توانسته است در مسایل منطقه ای نقش جدی و مخربی داشته باشد و این مساله به دلیل گستردگی اشتراکات فرهنگی و اقتصادی و نیز روابط گسترده با مخالفان شیعه و کرد حکومت صدام، که حاصل جنگ ۸ ساله با عراق بوده است، شکل گسترده تری به خود گرفته و توانسته است تا دولتی وابسته به خود را در عراق بر سر کار آورد به نحوی که حذف پوسترهای علی خامنه ای، دیکتاتور ایران، از چند شهر عراق می تواند به درگیری فیزیکی میان اعضای پارلمان آن کشور بینجامد.
از سوی دیگر حکومت ایران در سطح راهبردی مخالف تشکیل اقلیم خودگردان عرب های سنی است زیرا چنین اقلیمی به معنای شکاف در یکپارچگی جغرافیایی هلال شیعی از ایران تا عراق و سوریه و لبنان تا ساحل دریای مدیترانه خواهد بود و بدین منظور درصدد راضی کردن کردهای عراق به حمایت از مالکی است ولی کردهای عراق که بشدت از عملکرد مالکی در برابر اقلیم کردستان از جمله در بحث کرکوک و بودجه و مالکیت وصادرات نفت ناراضی هستند فرصت را برای تضعیف مالکی و دولت مرکزی مناسب می بینند و حاضر به کمک به دولت وی از جمله بازپس گیری موصل نیستند.
بی جهت نیست که دولت ایران پیشنهاد همکاری نظامی با نیروهای آمریکایی را برای کنترل و سرکوب شبه نظامیان داعش و سنی های همراه با این گروه مطرح کرده است، اگرچه برخی گزارش ها از حضور نظامی ایران در عراق و حتی کشته شدن نیروهای ایران در جنگ با داعش خبر می دهد، اما نباید فراموش کرد که ادامه حضور نظامی ایران در عراق ، بویژه اگر با چراغ سبز آمریکا همراه شود، جز گسترش بحران کنونی حاصلی نخواهد داشت، چراکه سبب برافروخته تر شدن آتش اختلافات مذهبی سنی-شیعه گردیده و سنی های بیشتری را به همراهی با داعش برمی انگیزد و همچنین به شیعه های تندرویی همچون مقتدی صدر و امثال وی، قدرت و نفوذ بیشتری بخشیده و دولت کنونی و ساختار نظامی و بوروکراتیک آینده عراق را نیز بیشتر به حکومت آشوبگر ایران وابسته خواهد کرد و این زنگ خطری برای عراق و آمریکاست.
منبع: مرکز دموکراسی برای ایران