تمام حقوق محفوظ است شبکه العربیه © 2019

برای دوستان خود بفرستید

بستن
ایران و آمریکا؛ گفت‌وگو به چهار زبان
نام دوست:
ایمیل دوست:
نام فرستنده:
ایمیل فرستنده:
کد ایمنی

 

دوشنبه 14 جمادی الاول 1440هـ - 21 ژانویه 2019م
آخرین به روز شدن: چهارشنبه 4 ربیع الثانی 1435هـ - 5 فوریه 2014م KSA 17:53 - GMT 14:53
ایران و آمریکا؛ گفت‌وگو به چهار زبان

چرا گفتم چهار زبان؟ به این دلیل که باور دارم ایران و‌ آمریکا با زبان‌های متفاوتی با یکدیگر صحبت می‌کنند. باراک اوباما در سخنرانی ۲۸ ژانویه خود بیشتر به مسایل داخلی آمریکا پرداخت، ولی به شکل خلاصه به روند صلح بین اسراییل و فلسطین و همچنین دو موضوع افغانستان و ایران نیز اشاره کرد. اوباما در صحبت‌هایش در مورد ایران بر سر موضوع اصلی تاکید داشت: مذاکرات،‌سلاح اتمی و جنگ. این بخش از صحبت‌های او ابهام بسیار زیادی داشت و همین موضوع باعث شد تا هیچ پیام روشنی از صحبت‌هایش دریافت نشود.

اوباما گفت: «این مذاکرات سخت خواهد بود و ممکن است به نتیجه هم نرسد. ما به روشنی می‌دانیم که ایران حامی گروه‌های تروریستی مثل حزب‌الله است که هم‌پیمانان ما را تهدید می‌کند. ما همچنین می‌دانیم که عدم اعتماد بین دو کشور تنها بر اساس آرزوها از بین نمی‌رود. مذاکرات کنونی بر اساس اعتماد نیست و هر توافق طولانی‌مدتی که به آن دست یابیم باید بر اصولی استوار باشد که ما و جامعه جهانی قادر به اثبات صحت آن باشیم. باید مطمئن شویم که ایران قصد تولید بمب اتمی را ندارد. روشن است که اگر جان اف کندی و رونالد ریگان توانستند با اتحاد شوروی مذاکره کنند، اکنون نیز‌ آمریکا با اعتماد به نفس و قدرت می‌تواند با دشمنانی به مراتب ضعیف‌تر مذاکره کند.»

اوباما در این سخنرانی گفت: «مجازات‌های اعمال شده علیه ایران باعث ایجاد فرصت مذاکره شد، ولی بگذارید خیلی روشن بگویم که اگر کنگره در شرایط کنونی بخواهد تحریم‌ها علیه ایران را افزایش دهد، با آن مخالفت خواهم کرد. به خاطر امنیت ملی آمریکا باید به دیپلماسی فرصت موفقیت بدهیم. اگر رهبران ایران بخواهند از این فرصت سوء استفاده بکنند آن گاه من نخستین کسی خواهم بود که خواستار افزایش تحریم‌ها شده و آماده هستم تا تمامی گزینه‌های ممکن را برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای اجرا کنم. با این حال اگر رهبران ایران از این فرصت استفاده کنند، آنگاه ایران می‌تواند گام بزرگی در پیوستن مجدد به جامعه جهانی بردارد. بدین ترتیب ما موفق خواهیم شد تا یکی از بزرگ‌ترین تهدیدهای امنیت ملی‌ آمریکا در زمان کنونی را بدون توسل به جنگ حل کنیم.»

در طرف ایرانی نیز می‌توانیم دو زبان کاملا متفاوت را مشاهده کنیم: زبان تندروها و زبان میانه‌روها. به عنوان مثال احمد خاتمی خطیب نماز جمعه تهران روز ۳۱ ژانویه گفت که درایت آمریکایی‌ها شبیه گاو است.

این ادبیات تنها می‌تواند به نفرت و خشونت دامن بزند و با نص قرآن کریم در سوره‌های احزاب و طه منافات دارد: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا» و «فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی.»

مقایسه اوباما با بوش باعث می‌شود تا به این نتیجه برسم که دوره ریاست جمهوری اوباما فرصت مناسبی برای کشورهای اسلامی و عربی است تا تشکیل دولت مستقل فلسطینی را بیش از پیش تبلیغ کنند. در عین حال باید مشکلات اوباما با نومحافظه‌کاران و لابی اسراییلی را درک و از آن استفاده کنیم.

اوباما تاکید کرد که هنوز تمامی گزینه‌ها بر روی میز قرار دارند. این سخن یعنی اینکه گزینه جنگ علیه ایران نیز هنوز حذف نشده است. این گونه اظهارات به شکل طبیعی از طرف افراد با تفکر مشابه در ایران پاسخ داده می‌شود. فرمانده سپاه پاسداران ایران گفته که جنگ با آمریکا آرزوی آنها است. تفاوت آشکاری میان دو دیدگاه وجود دارد. اوباما می‌گوید که جنگ آخرین گزینه قطعی است در حالی که طرف مقابل آرزوی جنگ دارد.

تحلیل اظهارات اوباما نشان می‌دهد که او در اغلب اوقات بر پیشرفت و شکوفایی آمریکا و بهبود زندگی آمریکایی‌ها تاکید دارد. او از دانشجویان و کارگران صحبت کرده و بیشتر سخنان خود را به پیشرفت آمریکا اختصاص داد. در ایران اما شرایط تفاوت دارد. تندروها تنها از جنگ و چگونگی تعامل با آمریکا سخن می‌گویند بدون اینکه به مشکلات داخلی ایران اشاره‌ای بکنند.

خوشبختانه اوباما به شکل مستقیم مذاکرات گروه ۵+۱ با ایران را تایید کرده و پیامی قدرتمند به کنگره ارسال کرد مبنی بر اینکه از حق وتو در مقابل تحریم‌های بیشتر ایران استفاده خواهد کرد.

معتقدم که ما در برابر دو فرهنگ، دو تفکر و دو روش زندگی کاملا متناقض قرار داریم: فرهنگ زندگی و فرهنگ مرگ. متاسفانه بیشتر انقلاب‌ها مثل انقلاب ایران و انقلاب اکتبر روسیه و همچنین انقلاب فرانسه فرهنگ مرگ را بر کشورهای‌شان حاکم کردند. هنگامی که به شرق یا خاورمیانه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که ما مشغول کشتن یکدیگر هستیم و کودکان خود را به اجرای عملیات انتحاری تشویق کرده و خانه‌های‌مان را با دست خود ویران می‌کنیم. به آنچه در سوریه و مصر جریان دارد نگاه کنید. دیروز حسنی مبارک در قفس دادگاه بود و امروز نوبت محمد مرسی رسیده است. به همین ترتیب هر کدام از ما در قفس زندگی می‌کنیم، زیرا تصورمان این است که رقبای ما هم در قفس هستند و ما قادر به زندگی بدون انتقام و نفرت نیستیم. ما می‌خواهیم نفرت را با نفرت درمان کرده و خون را به خون بشوییم و این حلقه گمشده‌ی دائمی در تاریخ ماست.

آخرین نکته‌ای که باید به آن فکر کنیم، تفاوت بین رفتار روسای جمهور آمریکا و کشورهای منطقه مثل ایران است. روسای جمهور آمریکا در پایان دوره ریاست‌شان با احترام زیادی مواجه می‌شوند. به کلینتون، جورج بوش پدر و پسر و جیمی کارتر نگاه کنید و در مقابل آنها را با نمونه‌های ایرانی مقایسه کنید. بنی‌صدر نخستین رییس‌جمهور ایران در پاریس و در تبعید به سر می‌برد. رجایی در یک انفجار کشته شد. هاشمی رفسنجانی با سیل اتهامات وارده به اعضای خانواده‌اش مواجه است و محمد خاتمی حتی اجازه نیافت تا در مراسم تشییع جنازه نلسون ماندلا شرکت کند. این نتیجه‌ی مستقیم فرهنگ مرگ است.

باید بدانیم وقتی افسران ارتش و پلیس به جای تصمیم‌گیران سیاسی می‌نشینند، گسترش فرهنگ مرگ امری حتمی است. در واقع تمامی تندروهای جهان به نوعی سعی دارند فرهنگ زندگی را نابود کنند. در ایران، ما باید با تجربه‌ای به غایت دشوار دست و پنجه نرم کنیم. در هشت سال اخیر از خیانت و تقلب رنج کشیدیم تا اینکه رییس‌جمهور جدید و دولت‌اش بر سر کار آمدند و از زندگی و صلح صحبت کرده و تلاش کردند تا روابط ایران با همسایگان‌اش را بهبود بخشند.

به همین دلیل معتقدم که باراک اوباما نباید از زبان نومحافظه‌کاران در سخنرانی‌ها خود استفاده کند. آنها نمایندگان ویژه‌ای دارند که تفکرا‌ت‌شان را نمایندگی می‌کنند. دولت حسن روحانی، دولت تدبیر و امید نامیده شده است. باور کنید هر کدام از ما در ایران، افغانستان، عراق، لبنان و سوریه به امید و تدبیر چنگ زده است؛ زیرا جنگ در حال نابود کردن امیدهای‌مان است. در ادبیات و افسانه‌های باستانی ما وقتی پدر، پسرش را می‌کشد در واقع آینده را کشته است، زیرا پدر نماد گذشته است.

* از: عطاءالله مهاجرانی / در: الشرق‌الاوسط / مترجم: علی مهتدی ـ ایران در جهان
عنوان اصلی مطلب: إيران وأميركا... حوار بلغات أربع
 

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**