تمام حقوق محفوظ است شبکه العربیه © 2019

برای دوستان خود بفرستید

بستن
سرکوب سیاسی، ارتباطات وجنبش کارون
نام دوست:
ایمیل دوست:
نام فرستنده:
ایمیل فرستنده:
کد ایمنی

 

دوشنبه 14 جمادی الاول 1440هـ - 21 ژانویه 2019م
آخرین به روز شدن: جمعه 20 ذو الحجة 1434هـ - 25 اکتبر 2013م KSA 19:58 - GMT 16:58
سرکوب سیاسی، ارتباطات وجنبش کارون

خطاست اگر ملت ها را از ثابت های سیاسی بدانیم یعنی فکر کنیم جهان به سرعت تغییر کرده و پیچیدگی آن افزون تر شده ولی برای افرادی که در این جهان به سر می‌برند پیامدی نداشته است. مادام که مردم درگیر مسائل جهانی نشده و نسبت به آن بی علاقه بودند جستجو سطح کلان برای یافتن تبیین‌ها برای رویدادهای سیاست جهان کاری پذیرفتنی بود ولی امروزه به لطف انقلاب مهارتها (Skill Reveloution) توانایی یادگیری افراد دو چندان شده است، نقشه‌های ادراکی آنان غنی تر گشته و سناریوهای که مردم به کمک آنها آینده را پیش بینی می‌کنند مشروع تر شده است. در این میان باید از تأثیر تکنولوژیهای پویا که به عنوان یکی از سرچشمه‌های جنبش در جهان است یاد کرد. تکنولوژیها، فضای اجتماعی و سیاسی را کوچک تر ساخته است فواصل فیزیکی کوتاه تر شده است، فواصل اجتماعی کاهش یافته و موانع اقتصادی نیز پشت سر گذاشته شده است. به هم وابسته تر شدن مردم در نتیجه این روند پیامدهای عظیمی‌برای مهارتهای (میزان درک وهوشیاری) افراد و نحوه اداره روابط آنان با مراجع بالاتر و ماندگاری جمع‌هایشان به همراه داشته است. اندیشه‌ها و اطلاعات با چنان سرعت و وضوحی از طریق تلویزیون، شبکه‌های ارتباطی، ارتباطات ماهواره ای و شبکه‌های تلفنی جریان می‌یابند که مرزها، نفوذ پذیرتر و سیاست جهان در برابر تقاضاهای جوامع آسیب پذیرتر شده است. با توجه به عظمت پیامدهای این انقلاب ارتباطات جای تعجب ندارد که مردم همه جوامع از نظر مهارت‌های تحلیلی پیشرفت کرده اند. برای معارضه جویی با مراجع اقتدار حاضر به یراق تر شده اند که نمونه ومصداق این امر را می توان در " جنبش کارون " در اهواز مشاهده نمود و با استفاده از اقدامی دسته جمعی، به تحمیل خواسته‌هایشان توانایی بیشتری دادند. امروزه افراد و اقوام در ایران به معنی واقعی کلمه می‌توانند ببینند که چگونه همتایانشان در دیگر کشورها با مشارکت جویی توانسته اند به نتایج مهمی‌دست یابند. این وسوسه در انسان پا می‌گیرد که درتایید انقلاب مهارت‌ها به مردمان ناآرام بسیاری اشاره کند که در برابر حکومتهای اقتداگر به اعتراض برخاسته اند و برای دست یابی به اشکال دموکراتیک تر حکومت، قیامت به پا کرده اند. در این بین، جوامع واقوام در ایران، ایستارهای سیاسی به شمار نمی‌آیند و انقلاب مهارتهای افراد، را دیگر نمی توان نادیده گرفت. بنابراین علاوه بر استبداد وضعف سیاسی وسوء مدیریتی نظام حاکم در ایران؛ تکنولوژیهای پویا، سرعت حمل ونقل وارتباطات جهانی همه در وقوع جنبش های جدید در ایران مانند " جنبش کارون" و "جنبش ارومیه" نقش داشتند. پس باید پذیرفت وقوع همه روزه تحولات در ایران، حکایت ازتاریخ جدیدی است و نظام جمهوری اسلامی ایران را زیرورو خواهند کرد. این تغییرات حاصل نیروهای قدرتمند تغییرزا، پویشهای دگرگون زااست که نشان از تغییرات ریشه ای در ساختار سیاسی ایران خواهد بود .

نظام جهانی و همچنین ایران، را سه پارامتر نگه می‌دارد؛ توزیع قدرت (پارامترکلان)، مناسبات مرجعیت و اقتدار (پارامتر کلان-خرد)، مهارتهای تحلیلی و هیجانی(پارامتر خرد). افزایش پچیدگی و پویایی این سه پارامتر موجب کنش درایران شده است و دیگر نمی‌توان تنها پارامتر کلان (رژیم حاکم) را بازگیر اصلی دانست بلکه انسان پویاتر و فعال ترگردید و در درون هر نظام، گرایشهای مرکز گریزنمود پیدا می‌کند. به هر جهت تغییر درسیاست نوین ایران، حاصل تغییر در پارامتر خرد (جوامع، گروهها وملت ها و...) بوده است. دیگر نه در سیاست ایران نه واقع گرایان نه آرمان گرایان و نه اقتداگرایان مورد پذیرش ساختار نوین جامعه نیستند بلکه آنچه مطرح است انقلاب مهارتهااست نه قدرت حکومت ونمونه بارز آن را می توان در جنبش عربی " کارون" در اهواز وتجمع های مردمی ترک ها وکردها در حمایت از دریاچه ارومیه دید.

پس منزوی کردن جامعه در ساختار سیاسی، خودکشی سیاسی رژیم است که این امر در مرجعیت و اقتدار نظام و حکومت، دگرگونیها به وجود آورده است در این بین مردم خواهان تعریف جایگاه خود در ساختار نظام هستند. فقدان هویت اقوام رنجی است که ملل خاورمیانه را به فلج کشیده است وافراد را دچار «شی گشتگی»می‌گردد یعنی فرد به دنبال تعریف جدید از هویت خویش است. هویت عبارت است از فهم‌ها و انتظارات درمورد خود که خاص نقش است . هویتها را نمی‌توان به شکل ماهوی یعنی جدا از بستر اجتماعی آنها تعریف کرد. یعنی اینکه رود " کارون" هویت مردم آن است. اینها ذاتاً اموری رابطه ایند و باید به عنوان مجموعه ای از معانی تلقی شوند. ضمن اینکه تمام نظام های بسته باید بپذیرند که در دوران جدید، سیاست در هر نقطه ای از جهان به نقاط دیگر ربط می‌یابد اکنون رگ و ریشه‌های زندگی را باید تا دور دست ترین گوشه‌های جهان دنبال کرد. بدون شک حرکت های اجتماعی که درکشورهای عربی رخ داده است بر روند سیاسی واندیشه سیاسی مردم تاثیر گذار است. حرکت های مردمی که در اهواز (جنبش مردمی کارون) و دریاچه ارومیه رخ داد بدون شک متاثر از جنبش های مردمی دیگر کشورها و همچنین متاثر از جایگاه و نقش انترنت در زندگی مردم را نشان می دهد.

ضعف ساختار سیاسی اجتماعی ،حکومت اقتدار طلب ، نظامیان ، نبود گسترش نخبگان ضعف دیوانسالاری و نبود مدیریت اداری مناسب، نپذیرفتن هویت اقوام و مهمتر از همه، دگرگونی درعرصه فناوری سبب شده است تا کانون مرجعیت و اقتداردر نظام حاکم در ایران(نقطه آشیل سلطه) جا به جا شود. دیگر نظام تنها مالک شبکه های ارتباطی نیست گرچه قدرت نظامی آن، افزایش یافته است لکن قدرت ارتباطی مردم در سطح خیلی وسیع تری گسترش یافته است.

در ایران، ساختارهای مرجعیت و اقتدار، برمعیارهای سنتی مشروعیت که ازمنابع شبه قانونی و شبه حقوقی ریشه می‌گرفت استوار بوده است. افراد به متابعت از دستورهای که از سوی مراجع بالاتر صادر می‌شد خوگرفته بودند. مردم به حکم سنت وعادت ، همان کاری را می‌کردند که به ایشان گفته می‌شد. زیرا مردم بی چون و چرا خود را تسلیم حکم حکومت‌ها یا رهبران می‌کردند که در آن ساختار نقشی نداشتند لکن در حال حاضر به دلایل مختلف از جمله تقویت مهارت تحلیلی شهروندان بواسطه ارتباطات، تکنولوژی پویا وبخصوص اینترنت وسرعت حمل ونقل، بنیانهای این پارامتر فرسوده و سُست شد. ساختارهای مرجعیت و اقتدار، امروزه بحران زده شده اند. اکنون افراد بر اساس ارزیابی شان از عملکرد مراجع حاکم از حیث برآوردن منافع ، پیشرفت به سمت اهداف و تأمین حقوق و هویت ملت ها، اقدام می نمایند.

بنابراین با در نظر گرفتن " جنبش عرب کارون" و "جنبش دریاچه ارومیه" نمایان شد که سیاست سرکوب نظام حاکم‌، کارایی خود را برای مقابله با چالش‌ها؛ در مقابل پدیده ارتباطات از دست داده است. در نتیجه دیگرنمی‌توان ضعف مدیریتی و ضعف اقتصادی در نظام حاکم در ایران را عامل اصلی جنبش ها و تحرکها دانست بلکه تاثیر گذاری " تکنولوژی پویا" وبخصوص اینترنت بعنوان مهم ترین مولفه آن؛ را بعنوان عامل اساسی در تبیین "بحران هویت ملت ها" تعریف نمود. به همین دلیل ایران سعی دارد همچنان، استفاده از انترنت و بخصوص فیس بوک را ممنوع وخلاف قانون قلمداد کند.

مصطفی حته، کارشناس ارشد روابط بین الملل – تحلیل گر مسائل سیاسی ایران
Email : mostafa.hetteh@gmail.com

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**