تمام حقوق محفوظ است شبکه العربیه © 2019

برای دوستان خود بفرستید

بستن
هجوم از دو سو به روزنامه نگاران
نام دوست:
ایمیل دوست:
نام فرستنده:
ایمیل فرستنده:
کد ایمنی

 

دوشنبه 14 جمادی الاول 1440هـ - 21 ژانویه 2019م
آخرین به روز شدن: چهارشنبه 1 جمادی الاول 1434هـ - 13 مارس 2013م KSA 14:58 - GMT 11:58
هجوم از دو سو به روزنامه نگاران

گروه «متوقعان از روزنامه نگاران» در کنار گروه «صاحبان قدرت» در پی مهار اطلاع رسانی آزاد هستند.


"نظام هایی که در پی مهار اطلاع رسانی آزاد هستند، بیش از پیش ترجیح می‌دهند تا مخفیانه عمل کنند؛ با سانسور بزک شده و کنترلی محتاطانه."
سخن هشدار دهنده "کریستف دولوآر"، دبیر اول "گزارش گران بدون مرز" در روز جهانی "مبارزه با سانسور در اینترنت"، حکایت از آن دارد که فعالیت رسانه‌ای در کشورهایی که دولت‌هایشان این روزها در پی مهار اطلاع رسانی آزاد هستند، از شرایط ویژه‌ای برخوردار است.
اما با کمی دقت درمیابیم که همه محدودیت‌ها در برابر اطلاع رسانی آزاد، به دولت‌ها از جمله دولت ایران ختم نمی شود. به عنوان مثال این روزها، روزنامه نگاران ایرانی از دو سو مورد هجوم واقع شده اند. آنان از یک طرف با هجوم صاحبان قدرت مواجه شده اند و از طرف دیگر با هجوم متوقعان از روزنامه نگاران.
مبارزه صاحبان قدرت با روزنامه نگاران یک مبارزه اصولی است؛ چرا که در اصول با یکدیگر اختلاف دارند. آن به تحدید خبر و اندیشه می اندیشد و این به انتقال خبر و اندیشه.
 

اما همین روزنامه نگاری که در جامعه امروز ایران، یک اقدام روشنگرانه است، با گروه متوقعان که شعارهای مشترکی با روزنامه نگاران دارند، تضاد پیدا می کند. پس در این زمان برای روزنامه نگاران، یکی دشمن است و دیگری رقیب.
 

هدف صاحبان قدرت مشخص است؛ آنها می خواهند که نشریه و روزنامه نگار مستقل نباشد. روزنامه نگاری از دید آنان یعنی تبلیغ حکومت و اگر این کار نشد، آن وقت است که عملکرد آن روزنامه نگار یا نشریه، در خط دشمن و بر هم زننده نظم جامعه می شود. بازداشت روزنامه نگاران در شهرهای مختلف ایران که با خواست‌های صاحبان قدرت همراه نیستد و همچنین فشار بر رسانه‌ها برای توقف فعالیت‌شان مانند آنچه که برای نشریات "مهرنامه"، "تجربه" و "آسمان" رخ داد، شاهدی بر این تمایل است.
 

اما متوقعان از روزنامه نگاران نیز می خواهند تا روزنامه نگار یا نشریه در اختیار و مبلغ اندیشه‌های آنها باشد و اگر این کار انجام نشد، آن وقت است که عملکرد آن روزنامه نگار یا نشریه، تعجب برانگیز، غیر منصفانه و ناموجه می شود، حتی می تواند به ابزار قدرت برای سرکوب هم متهم شود؛ مانند آنچه که پیش از این در برخورد با نشریه "مهرنامه" رخ داد. نشریه‌ای که کادرهای مؤثرش به زندان صاحبان قدرت نیز گرفتار شده اند.
 

برای پاسخ به آن دسته از افرادی که نشریه هایی چون "مهرنامه" را متهم می کنند که وابسته به حکومت یا ضد روشنفکری دینی هستند، ضروری است تا نگاهی به وضعیت رسانه در جمهوری اسلامی انداخته شود.
 

در نظامی مانند ایران، اصحاب قدرت برای احاطه پیدا کردن بر نظام رسانه‌ای کشور از تمام ابزارهای حکومتی بهره برده و می برند. به عنوان مثال مطبوعات در ایران باید برای انتشار از دولت مجوز بگیرند؛ امری که باعث می شود تا رسانه‌ها به تعاملی ناخواسته با قدرت تن دهند.
 

حال در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا ما رسانه‌ای در این سال‌ها داشته ایم که بدون مجوز دولت، منتشر شده باشد؟ آیا طرح نظرات یک نویسنده در رد نواندیشی دینی یا حضور یک روزنامه نگار علاقه مند به همان نویسنده، نشان دهنده مجله‌ای ضد روشنفکری دینی است؟ مجله‌ای که در اغلب شماره‌هایش مطالبی از روشنفکران دینی از جمله "مهندس مهدی بازرگان" به عنوان سرسلسله جنبان این نحله فکری به چاپ رسانده است.
 

آیا نقد جریان چپ یعنی ضدیت و دشمنی با اندیشه‌های چپ؟ مجله‌ای که در شماره‌های متعدد خود، دیدگاه‌های حامیان چپ را نیز منتشر کرده است؛ اگر چه خود بر اندیشه لیبرالیستی تأکید دارد. به عنوان نمونه می توان به درج پرونده‌ای که به بررسی "حزب توده ایران" پرداخته است، اشاره کرد.
 

موضوع دیگری که از سوی منتقدان مطرح می شود، استفاده نکردن این نشریه از دیدگاه‌های برخی صاحب نظران است. چهره هایی که گاه در گذشته از نظراتشان در مجله استفاده می شد. در این خصوص، شاید توجه به این نکته راه گشا باشد؛ مطالبات نهادهای قدرت از کارکردهای رسانه‌ای به عنوان یکی از اصلی‌ترین موانع تولید رسانه‌ای در زمان‌های مختلف و با توجه به فضای سیاسی، عمل کرده است.
 

بنابراین شرط انصاف این است که بین وضعیت "موجود" و وضعیت "مطلوب" فعالیت‌های رسانه‌ای در ایران، تمایز قائل شد. چرا که پدیده‌های "ﺳﺎﻧﺴﻮر" و "ﮔﺮوهﻫﺎی ﻓﺸﺎر" در کنار "تکنیک‌های خاص روزنامه نگاری" و "گرایش‌های شخصی و سلیقه‌های فردی" بر جریان کار یک روزنامه نگار تأثیر گذاشته و می گذارند.

اما در این میان، متوقعان از روزنامه نگاران بدون توجه به وضعیت موجود، کل کارکرد یک نشریه را زیر سؤال برده و می برند. این افراد مترصد زمانی هستند تا نشریه مورد نظرشان، مطلبی منتشر کند که طیفی از نخبگان جامعه منتقد آن مطلب باشند. در این زمان آنان با استفاده از فرصت ایجاد شده، برای تخریب آن نشریه استفاده کرده و به عنوان مثال می گویند که دست اندرکاران این نشریه، احتمالا برای بدست آوردن دل برخی و محاسباتی، مقالات و گزارش هایی را منتشر کرده اند.
 

هر چند آنان خود به خوبی می دانند که روزنامه نگاری در کنار امر اطلاع‌رسانی، کارکردهای دیگری از جمله برخورداری از یک تریبون و ارتقای سطح دانش و آگاهی‌های عمومی نیز دارد. تنوع و تعدد کارکردها که در کنار اثرگذاری‌هایشان، تقابل‌های ناشی از اندیشه‌ها و جهت‌گیری‌های متفاوت و گاه متضاد را بوجود می آورند.

البته در این میان روزنامه نگاران شاغل در این نشریات نیز از این هجمه‌ها مصون نبوده و نیستند. به عنوان مثال در زمانی که روزنامه " شرق" انتشار خود را با گستره کشوری در سال ۱۳۸۲ آغاز کرد، هجمه‌ها به اعضای تحریریه این روزنامه از جمله سردبیر آن یعنی محمد قوچانی آغاز شد. این در حالی بود که این رسانه تا توقیفش در سال ۱۳۸۵ با حفظ مشی و روش خود، سعی می کرد تا دیدگاه‌ها و نظرات همه گروه‌ها و افراد را تا حدی که می توانست، منتشر کند؛ همانگونه که حبیب الله عسگراولادی- دبیر کل وقت حزب مؤتلفه اسلامی- عکس یک صفحه اول می شد، ابراهیم یزدی- دبیر کل نهضت آزادی ایران-، حبیب الله پیمان- دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز-، غلامحسین کرباسچی- دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی ایران- و محمد رضا خاتمی- دبیر کل وقت حرب مشارکت ایران اسلامی- نیز عکسشان به عنوان عکس یک صفحه اول، قرار می گرفت. در انجام مصاحبه با شخصیت‌های سیاسی و غیر مسلح منتقد نظام نیز شاهد مرزبندی نیستیم. از محمد علی عمویی- عضو افسران حزب توده ایران- تا سید علی اکبر محتشمی پور- عضو مجمع روحانیون مبارز- و اسدالله بادامچیان- عضو ارشد حزب مؤتلفه اسلامی-، گفت گوهایی درج شده است.
 

اما با این وجود، این اعضای تحریریه بودند که پس از درج یک مقاله، یاداشت یا عکس متفاوت که با دیدگاه و سلیقه برخی خوش نمی آمد، متهم می شدند که چه و چه هستند.

و امروز بار دیگر "محمد قوچانی"، به عنوان یکی از آن چهره‌های درخشان روزنامه نگاری در دهه اخیر که جریان روشنفکری دینی به جامعه ایران هدیه کرده است، متهم شده است. چرا که او نیز، دیدگاهی دارد و روزنامه نگاری است که در اختیار و مبلغ گروه متوقعان نیست. همانگونه که مبلغ صاحبان قدرت نبوده است.
آنچه محمد قوچانی و امثال او را از دیگر روزنامه نگاران ممتاز کرده و می کند، این است که این درخت بلند بارآور در عصری سر زد و به برگ و بار نشست که مزرعه روزنامه نگاری ایران در سکوت غم انگیزی فرو رفته بود. اما این روزنامه نگار با تلاش هایش، هم در فرم و هم در محتوا، طرحی نو در نسل جوان روزنامه نگاری ایران در انداخت.

به این ترتیب آیا نمی توان اتهام زنندگان را مصداق این جمله دانست که "چون خود کاری نمی کنند، از اینکه دیگران هم کاری کنند، آزرده می شوند؟"
 

از همین رو می توان گفت که گروه "متوقعان از روزنامه نگاران" در کنار گروه "صاحبان قدرت" در پی مهار اطلاع رسانی آزاد هستند. اما در این میان افرادی هم هستند که با وجود همراه نبودن با هیچ یک از دو گروه ذکر شده، به دنبال یک خطا و اشتباه از سوی یک روزنامه نگار، با اتخاذ موضعی که همه کارمندان یک نشریه را در برمی گیرد، ناخواسته به طیف متوقعان از روزنامه نگاری، کمک می کنند، مانند آنچه که برای نشریه "اندیشه پویا" رخ داد.

این افراد همانگونه که اشتباه و خطای عضو یک صنف را به پای دیگر اعضای آن صنف نمی نویسند و برای بررسی آن خطا، از راهکارهایی که وجود دارد، استفاده می کنند تا حق کسی تضییع نشود، در خصوص روزنامه نگاران نیز باید چنین روندی را طی کنند. برای مثال زمانی که پزشکی در جریان مداوای بیماری اشتباهی کند، نه تنها این اشتباه به پای جامعه پزشکی نوشته نمی شود بلکه سعی می کنند تا با بررسی موضوع و میزانی که فرد مقصر است، با او برخورد کنند. اما در خصوص جامعه روزنامه نگاری در ایران، چنین نگاه منصفانه‌ای وجود ندارد.

روزنامه‌نگاری، حرفه‌ای است که فرد در آن با اطلاعات، خبر و تحلیل سر و کار دارد. در این حرفه قرار است تا مجموعه‌ای از اطلاعات، در شکل‌‌های مختلف و در پیوند با وقایع، موضوعات و مسائل روز به مخاطب ارائه ‌شود. بنابراین همانگونه که برای همه گروه‌های اجتماعی و صاحبان قدرت و سیاستمداران جاری و ساری است، روزنامه نگاران نیز می توانند مورد شک و نقد قرار بگیرند.

پس حال شاید بهتر باشد تا سخن هشدار دهنده "کریستف دولوآر"، دبیر اول "گزارش گران بدون مرز" را چنین بازنویسی کرد: "نظام ها، فرقه‌ها و افرادی که در پی مهار اطلاع رسانی آزاد هستند، بیش از پیش ترجیح می‌دهند تا مخفیانه عمل کنند؛ با سانسور بزک شده و کنترلی محتاطانه."

منبع: جرس
 

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**